فریدون فعالی مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان گلستان در یادداشتی نوشت: هفدهمین جشنواره بینالمللی فرهنگ اقوام در گلستان، صرفاً یک گردهمایی آیینی یا یک رویداد نمایشی نیست؛ این جشنواره در عمل به یک الگوی اقتصادی مبتنی بر فرهنگ نزدیک شده است. ثبت فروش بیش از ۱۲۵ میلیارد ریالی در جریان برگزاری جشنواره و رشد ۲۱ درصدی نسبت به دوره گذشته، عددی نیست که بتوان آن را به هیجان مقطعی یا اتفاقی زودگذر نسبت داد. این آمار، نشانه شکلگیری یک بازار واقعی در بستر فرهنگ است؛ بازاری که تولیدکننده، هنرمند، صنعتگر و فعال اقتصادی محلی را به هم پیوند میدهد، بیآنکه ادعا شود جشنواره بهدنبال سودآوری یا جبران کامل هزینههای خود بوده است.
اقتصاد فرهنگ، زمانی معنا پیدا میکند که تولیدکننده خرد احساس کند حضور در یک رویداد فرهنگی، منجر به فروش واقعی، دیدهشدن و تقویت چرخه تولید میشود. جشنواره فرهنگی اقوام در هفدهمین دوره دقیقاً در همین نقطه ایستاده است؛ جایی که صنایعدستی، خوراک بومی، پوشاک محلی و محصولات فرهنگی نه بهعنوان «سوغات تزئینی»، بلکه بهعنوان کالاهایی با ارزش اقتصادی و قابلیت عرضه در بازار معرفی میشوند. این تغییر نگاه، یکی از مهمترین دستاوردهای جشنواره در حوزه اقتصاد فرهنگ است.
نکته قابلتأمل آن است که بخش قابلتوجهی از گردش مالی ایجادشده در جریان جشنواره، مستقیماً به دست تولیدکنندگان محلی و هنرمندان بومی میرسد؛ افرادی که در بسیاری از سیاستهای کلان اقتصادی کمتر دیده میشوند. جشنواره، برای این گروهها نقش یک بازار فصلی اما مؤثر را ایفا میکند؛ بازاری که هم امکان فروش فراهم میکند و هم به تثبیت نام و برند شخصی تولیدکننده کمک میکند.
از منظر بهرهوری نیز، برگزاری جشنواره قابل دفاع است. حضور بیش از ۳۰۰ هزار بازدیدکننده و هزینه سرانه حدود ۴۰ هزار تومان برای هر بازدیدکننده نشان میدهد که نسبت هزینه به فایده اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جشنواره منطقی بوده است. این آمار بهروشنی بیانگر آن است که منابع صرفشده در چنین رویدادهایی، اگر هدفمند هزینه شوند، نه اتلاف بودجه عمومی، بلکه نوعی سرمایهگذاری هوشمندانه در حوزه فرهنگ، گردشگری و نشاط اجتماعی به شمار میآیند.
از منظر سیاستگذاری فرهنگی، این تجربه نشان میدهد که حمایت از رویدادهای فرهنگی، اگر با نگاه اقتصادی و برنامهریزی بلندمدت همراه شود، میتواند بهتدریج از وابستگی کامل به منابع دولتی فاصله بگیرد. آرمان مطلوب در چنین رویدادهایی، حرکت به سمت برونسپاری و واگذاری فرآیندهای اجرایی به بخش خصوصی توانمند است؛ جایی که دولت نه مجری مستقیم، بلکه ناظر، سیاستگذار و تسهیلگر باشد و خدمات موردنیاز اجرایی را در چارچوب حمایتهای حاکمیتی ارائه دهد. چنین مسیری، جشنوارهها را به سمت خودکفایی نسبی و پایداری سوق میدهد؛ مسیری که باید هدف نهایی مدیریت فرهنگی باشد.
در شرایطی که اقتصاد استانها نیازمند تنوعبخشی به منابع درآمدی است، رویدادهای فرهنگی میتوانند یکی از کمهزینهترین و درعینحال اثربخشترین ابزارها باشند؛ البته بهشرط آنکه نگاه به جشنواره، صرفاً مناسبتی نباشد. جشنواره باید دارای «طراحی اقتصادی» باشد؛ از انتخاب غرفهداران و نحوه جانمایی گرفته تا تبلیغات، زمانبندی و پیوند با سایر بخشهای گردشگری.
تجربه گلستان در هفدهمین دوره جشنواره بینالمللی فرهنگ اقوام نشان داده است که میتوان از دل فرهنگ، ارزش اقتصادی خلق کرد؛ بدون آنکه به اصالتها آسیب زد. این همان نقطه تعادل میان هویت فرهنگی و توسعه اقتصادی است؛ نقطهای که اگر بهدرستی حفظ شود، جشنوارهها را از رویدادهای پرهزینه به سرمایههایی ماندگار تبدیل میکند.
در نهایت، جشنواره بینالمللی فرهنگ اقوام برای گلستان تنها یک رویداد سالانه نیست؛ بلکه یک تجربه موفق و قابلتأمل در اقتصاد فرهنگ است. تجربهای که نشان میدهد سرمایهگذاری در فرهنگ، اگر هوشمندانه، هدفمند و مبتنی بر مشارکت باشد، نهتنها بازده اقتصادی و اجتماعی دارد، بلکه به تقویت هویت، اشتغال و امید اجتماعی نیز منجر میشود.